تصميمگيري در مورد وضعيت بيماري فرد، مبتني بر تشخيص باليني است كه براساس تاريخچه بيماري، آزمايش ها و معاينات پزشكي صورت ميگيرد. ضمناً تشخيص بيماري نياز به داده هاي اپيدميولوژيكي براساس اطلاعات، ميزان ها و اندازه ها در جامعه دارد. اطلاعات مربوط به مرگ و مير، بخاطر قابل دسترستر بودن در اپيدميولوژي بيماري ها بسيار متداول است و هر چند گاه نياز به اطلاعات مربوط به ابتلاء (Morbidity) ضرورت دارد. سرشماري، آمارهاي حياتي سازمان هاي بينالمللي. آمار مراكز بهداشتي درماني، آمار پليس، بيمه ها و مانند اين ها ميتوانند از منابع اطلاعاتي مهم در اپيدميولوژي به حساب بيايند.
كاربردهاي اطلاعات اپيدميولوژيك، متنوع و شامل تعيين وضعيت سلامتي مردم، تعيين نيازهاي بهداشتي ـ درماني جامعه، مقايسه محلي ـ كشوري يا بينالمللي شاخص هاي مربوط به سلامتي و بيماري، تعيين وضعيت موجود سلامت و بيماري، ارزيابي مداخلات و كارهاي انجام شده، تهيه پسخوراند براي مديران و برنامه ريزان، تعيين تقاضاهاي مردم و ميزان رضايت مردم از خدمات ميباشد.
آمار جمعيتي (Census) Population statistics
در بسياري از كشورها سرشمارهاي عمومي يكي از منابع مهم اطلاعاتي به شمار ميآيد كه معمولاً هر 5 يا 10 سال يكبار انجام ميگيرد اطلاعات سرشماري در باره اوضاع جغرافيايي اقتصادي، ويژگي هاي افراد و خانواده ها ميباشد. اطلاعات عمومي كه در سرشماري ها جمعآوري ميشوند شامل: نام، سن، تاريخ تولد، محل تولد، مليت، وضع تاهل، ارتباط با سرپرست خانواده، آدرس محل سكونت، وضع آموزش و تحصيلات، وضعيت شغلي و استخدامي و تعداد افراد خانوار هستند. واحد اصلي سرشماري، خانواده است و خانواده شامل يك يا تعداد بيشتري افراد است كه در يك آدرس زندگي و از يك سفره ارتزاق ميكنند.
اوّلين سرشماري ها را به چين و ايران باستان نسبت ميدهند ولي اوّلين سرشماري علمي و جديد در اواخر قرن 18 در اروپا متداول شد و براي اوّلين بار، در سال 1750 ميلادي در سوئد و سپس در نروژ و دانمارك در سال 1769 در امريكا و 1797 در فرانسه و 1801 در انگلستان صورت گرفت. در ايران در سال 1304 شمسي اداره كل آمار و ثبت احوال تاسيس و وقايع چهارگانه تولد، ازدواج، طلاق و مرگ را ابتدا در تهران و سپس در شهرستان ها ثبت نمود. در سال 1320 سرشماري عمومي براي جيره بندي قند و شكر و پارچه انجام شد. در سال 1331 اداره كل آمار عمومي تاسيس و در سال 1335 اوّلين سرشماري عمومي در سطح كشور صورت گرفت و از آن پس از ده سال سرشماري ها انجام شد.
سرشماري عبارتست از جمعآوري و انتشار اطلاعات جمعيتي، اجتماعي و اقتصادي در يك مقطع زمان از كليه افراد ساكن در يك كشور يا يك منطقه. در كشورهاي پيشرفته كه اكثريت جامعه باسوادند، سرشماري از طريق كتبي توسط خانواده ها پُر ميشود. در ايران از طريق خانوار، ماموريني كه آموزش ديده اند اطلاعات را به صورت مصاحبه كسب و در پرسشنامه ها درج ميكنند.
نكاتي كه بايد در سرشماري به آنها توجه كرد:
· شمارش افراد بايد در مورد تمامي اعضاي جامعه انجام گيرد و قلم افتادگي و نمونه گيري نباشد.
· سرشماري بايد در فواصل زماني معيّن مثلاً 5 سال يا 10 سال صورت گيرد.
· حدود جغرافيايي مكاني كه سرشماري انجام ميشود بايد كاملاً مشخص باشد و خانه به خانه صورت پذيرد.
· سعي شود يك سرشماري از لحاظ تعريف با سرشماريهاي قبل و بعد از آن يكسان و قابل مقايسه باشد.
· انتشار اطلاعات جمعآوري شده بايد براي هر ناحيه از نواحي جغرافيايي منطقه جداگانه تهيه و منتشر شود.
مهمترين اطلاعاتي كه بايد در سرشماري جمعآوري شود:
· تعداد كل جمعيت منطقه (روستا، شهر يا كشور)
· توزيع جنسي بر حسب زن و مرد (اختلاف فاحش بين مردها و زنها ازدياد جمعيت تاثير زيادي دارد).
· توزيع سني و نسبت جمعيت فعال و غير فعال جمعيت.
· وضع ازدواج، مجردها، متاهل ها، بيوه ها و مطلقه ها.
· سواد (با سواد كسي است كه يك جمله ساده را بتواند بخواند و بنويسد) خواندن و نوشتن اسم خود نشانه با سوادي نيست و مدرك تحصيلي ميزان سواد را مشخص ميكند.
· وضع اقتصادي شامل بيكار، شاغل، كارگر، كارفرما و يا نوع شغل هاي موجود در جامعه و جمعيت آنها.
· محل تولد، با تعيين محل تولّد و محل سكونت، تعيين مهاجرت ها. (برون كوچي يا درون كوچي).
· مذهب، نسبت پيروان مذاهب مختلف
· تابعيت
· شهرنشيني، روستا نشيني، كوچ نشيني (عشايري).
· تعيين خانوارهاي معمولي (يك يا چند نفر كه با هم غذا بخورند و خرج و تغذيه مشترك داشته باشند و در يك محل مسكوني زندگي كنند، خانواده معمولي گفته ميشود. معمولاً پدر، مادر و فرزندان).
· تعيين خانوار دسته جمعي، كه شامل افرادي است كه به علّت وجود برخي مشتركات در يك مكان بطور دسته جمعي زندگي ميكنند و غالباً هيچ رابطه خويشاوندي بين آنها وجود ندارد. مانند آسايشگاه ها، زندان ها و پرورشگاه ها و ...)
ثبت وقايع چهارگانه: توسط ثبت احوال انجام ميشود. تحوّل و دگرگوني جامعه را نشان ميدهد و به طور مستمر انجام ميشود. منظور از وقايع چهارگانه: ولادت، ازدواج، طلاق و مرگ است و معمولاً در شناسنامه مندرج است.
ولادت: قانون، پدر ـ قيم و مادر نوزاد را مسئول اعلام تولّد ميداند. همينطور زايمان هاي منجر به تولّد نوزادان زنده كه توسط پزشك، ماما يا در بيمارستان انجام ميشود بايد مورد تولّد را اين افراد گزارش نمايند. در شناسنامه مشخصات ميزان درآمد خانواده و سطح سواد و شغل (طبقه اجتماعي) افراد از عوامل موثر ديگر است. به طوري كه مثلاً در سال 1960 مرگ و مير كودكان كمتر از يك سال در طبقه مرفه فرانسه 6/1 درصد و در طبقه پايين 4 درصد بوده است، برعكس رشد جمعيت، نسبتي معكوس در بين طبقات مختلف اجتماعي نشان ميدهد.
رشد جمعيت در كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته، تفاوتهاي محسوسي را نشان ميدهد. در سال 2005 ميلادي بيش از 80 ميليون نفر افزايش جمعيت در دنيا وجود داشته است، يعني در هر 10 ثانيه 44 نفر در دنيا به دنيا آمده اند كه تنها 4 نفر آنها مربوط به كشورهاي توسعه يافته بوده است . . . رشد جمعيت در كشورهاي توسعه يافته 1 تا 10 در هزار و اميد به زندگي در زمان تولّد حدود 80 سال است (براي مثال اميد به زندگي در بدو تولّد در سال 2005 ميلادي در تانزانيا 44 سال و در لهستان 82 سال بوده است). برخي كشورهاي اروپايي مثل آلمان، اكراين، روسيه، حتي 2 در هزار كاهش رشد در جمعيت دارند.
در كشورهاي در حال توسعه، سالانه بيش از 30 در هزار به جمعيت اضافه ميشود مثلاً هندوستان با وجود تمام فعاليتهايي كه در كنترل جمعيت ميكند باز سالانه 12 ميليون نفر به جمعيت آن اضافه ميشود، ميزان رشد جمعيت در ليبي 7/3 درصد و در يمن 5/3 درصد است.
شاخص مهمي كه در جمعيت شناسي بكار ميرود زمان لازم براي 2 برابر شدن جمعيت است. اين رقم در كشورهاي در حال توسعه كمتر از 25 سال و در كشورهاي پيشرفته بيشتر از 100 سال است. هرم جمعيتي در جهان پيشرفته و در حال توسعه مبين تركيب جمعيتي متناسب و نامتناسب اين كشورهاست.
اعتبار (Validity):
مسئله مهم و اشكال اصلي در سرشماري ممكن است ناقص بودن اطلاعات يا عدم جمعآوري اطلاعات از همه افراد جامعه باشد (مثلاً افراد بيخانمان شمارش نشوند و يا مسئله برخي افراد دوبار شمارش شوند (سربازها).
برآورد جمعيت (Population Estimates)
برآورد جمعيت براساس اطلاعات سرشماري ها انجام ميشود اين برآورد براساس در نظر گرفتن توزيع سني جمعيت و تعداد تولدها، تعداد مرگها، مهاجرتهاي داخلي و مهاجرتهاي خارجي صورت ميگيرد مثلاً رشد جمعيت ايران در سال هاي اخير، 2 درصد بوده است. مثلاً اگر در سال 1375 جمعيت ايران 60 ميليون بوده در سال 76 به رقم 200000/61 نفر، افزايش يافته است. شايان ذكر است كه رشد جمعيت كشور ايران در حال حاضر در حدود 3/1 درصد ميباشد.
آمار مرگ و مير (Mortality statistics)
اوّلين سرشماري در سال 1086 در انگلستان و ولز انجام شد0 اوّلين سيستم ثبت مرگ ها بصورت استاندارد در سطح كشور اوّلين بار در سال 1836 در انگلستان شروع شده است. شامل اطلاعات مبسوطي ازجمله نام و نام خانوادگي متوفي، تاريخ فوت، سن، محل فوت، علّت مرگ و جنس و غيره است. مهمترين مسئله وجود اعتبار در مورد گواهي پزشكي مرگ و مير، علّت مرگ است كه متاسفانه در بسياري موارد قابل اعتبار نيست.
آمار مربوط به ابتلاء (Morbidity Statistics)
منابع اصلي اينگونه اطلاعات عبارتند از:
آمار بيمارستانها، مراكز بهداشتي درماني، كلينيك هاي خصوصي، مراكز علمي بيماري هاي خاص (سرطان، ديابت، دياليزي ها ...) مهمترين مسئله اينگونه اطلاعات مربوط به علّت بيماري و ثبت كامل موارد مشاهده شده است. يكي ديگر از مسائل مهم تعريف شدّت ابتلاء است. مثلاً در مورد مصدوميت هاي ناشي از حوادث، تنها موارد منجر به بستري در بيمارستان يا موارد نسبتاً شديد، ثبت ميشود.
آمار اجتماعي (Social Statistics) و نمونه برداري
يكي از راه ها انجام تحقيق در مورد درصدي از جمعيت مورد مطالعه است. مثلاً اندازه گيري سلامت و بيماري در يك درصد جمعيت ايران در سال 1370 منابع ديگر آمار اجتماعي ميتواند اطلاعات موجود در شركت هاي بيمه و سازمانهاي ديگر اجتماعي (مبارزه با مواد مخدر و اداره كار ...) باشد.
اطلاعات بهداشتي بينالمللي (International health information)
سازمان جهاني بهداشت نقش اساسي در استاندارد كردن و جمعآوري اينگونه اطلاعات در جهان دارد اطلاعات به تفكيك در مورد نواحي ششگانه اين سازمان وجود دارد.
منابع اطلاعاتي اپيدميولوژي ممكن براي سنجش مواجهه يافتگي عبارتند از:
· اطلاعات روتين
· مصاحبه با پرسشنامه از اشخاص يا نزديكان آنها
· اندازه گيري مستقيم (فشار خون ـ تب ...)
· شاخص هاي جانشيني مثل عنوان شغلي
بهتر است كه همواره از چند منبع استفاده گردد و براي بعضي مطالعات (مواجه يافتگي ها) تائيد شود.
منابع اطلاعات مرگ- بيماري يا حادثه (Sources of outcome data)
هدف اين است كه اطلاعات بايد تا جاي ممكن از نظر مواجهه يافته ها و كنترل ها كامل باشد.
روش ها شامل:
· گواهي فوت
· آزمايش هاي دوره اي
· مصاحبه يا استفاده از پرسشنامه
· موارد ثبت شده بيماري مراكز بهداشتي
· اسناد پزشكي در مطب ها يا بيمارستان باشد تركيبي از چند روش مناسبتر خواهد بود.
منابع خطا در سنجش ها يا اندازه ها ميبايست شناسايي و كنترل شوند.
شرايط لازم براي نظام اطلاعات بهداشتي مطلوب آن است كه اين اطلاعات بايد بر پايه جمعيت باشد، از گردآوري اطلاعات غيرضروري پرهيز شود، مشكلنگر باشد، اصطلاحات و متغيّرهاي مورد نظر، دقيق و قابل اندازه گيري تعريف شوند و شامل خلاصه اطلاعات (جداول، نمودارها و نسبت ها) و معني دار باشد، ضمن آن كه بايد امكان تهيه پس خوراند از آن وجود داشته باشد.
منابع جمعآوري اطلاعات جمعيتي
1 ـ اطلاعات موجود كه عبارتست از اندازه هاي مشخصه هاي مختلف در يك زمان معيّن مانند سن، جنس، فاكتورهاي اقتصادي و ... كه منبع متداول اخذ آن معمولاً سرشماري است.
2 ـ اطلاعات جاري كه عبارتست از تغييرات در اندازه هاي جمعيّت در طول زمان كه با توجه به اطلاعات موجود به دست ميآيد (مثلاً با احتساب رشد جمعيت، جمعيت را در فاصله هاي بين سرشماري حساب كنيم). منبع متداول، ادارات ثبت احوال و آمارهاي وقايع حياتي است.
منابع اطلاعاتي
به دست آوردن اطلاعات بسيار پر هزينه و گران است. اطلاعات بايد بطور واضح ارائه شود و تعريف مربوطه آن ساده و دقيق باشد. و داراي 3 ويژگي: زمانبندي شده- درستي و مربوط بودن به هدف جمعآوري اطلاعات (Relevance) باشد.
علاوه بر اينها اطلاعات بايد با استانداردهايي قابل تطبيق باشد+ چارچوب جمعيت مورد مطالعه بخوبي مشخص و تعريف شده باشد، فاقد تورش باشد و با اطلاعات مشابه قابل مقايسه باشد.
محل هاي اصلي اطلاعاتي كه در بهداشت عمومي و اپيدميولوژي كاربرد دارد عبارتند از:
· آمار عمومي جمعيت (سر شماري ها)
· آمار مربوط به مرگ و مير
· آمار مربوط به ابتلاء (مثلاً آمار بيمارستان ها- مراكز بهداشتي درماني)
· آمار اجتماعي (پليس، بيمه ...)